نکات زبانی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

#انــــواع_ی:

ی نکره: کتابی

ی وحدت: نشانه ی یکی بودن

ی شناسه: رفتی ، آمدی

ی استمراری : رفتمی ، بودندی

ی مصدری : خستگی ، زیبایی

ی لیاقت: خوردنی، پوشیدنی

ی نسبت: تهرانی، محمدی این ی گاه مفهوم فاعلی دارد مانند : مرد جنگی و گاه مفهوم مفعولی دارد مانند: تیر پرتابی ، راز نهانی

ی میانجی (رابطه): خدای من

ی بدل یا جانشین فعل <<هستی>>: تو خوبی.

ی تعجب: چه برف شدیدی

ی احترام : نور چشمی

ی دلسوزی: طفلی، حیوونی

ی کثرت : بسی (بسیاری)

ی زاید: به کلمات مختوم به مصوت <<ا>> و <<و>> اضافه می شوند. بوی ، موی، خدای

ی بیان خواب : دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

ی تمنا: کاشکی

#انواع_حروف_در_زبان_فارسی

#انواع_که

۱- حرف ربط:

- مطلق (وابستگی ) که مفهوم خاصی ندارد :

آنان که رفتند . آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ...

- بیان علّت یا تعلیل : به معنی زیرا، چون و... :

زبان درکش ای مرد بسیار دان

که فردا قلم نیست بر بی زبان

۲- حرف اضافه: به معنی <<از>> و معمولاً بعد از صفت برتر می آید :

جُوی مشک، بهتر که یک توده گِل

۳- ضمیر پرسشی : به معنی چه کسی؟

که گفتت برو دست رستم ببند ؟

۴- ضمیر مبهم : در معنی کسی یا هرکسی :

هر که آمد عمارتی نو ساخت.

خبر از دوست ندارد که ز خود بی خبر است .

#انواع_چه:

۱- صفت پرسشی: قبل از اسم یا ضمیرمی آید:

چه کسی راز مرا می داند؟

چه کتابی می خوانی ؟

۲- ضمیر پرسشی: به تنهایی و به قصد پرسش می آید و می توان آن را جمع بست:

او چه کرد آن جا که توآموختی؟

۳- ضمیر تعجبی: برای بیان تعجّب می آید و می توان آن را جمع بست :

این مُلک چه ها دید و چه کردند بدین خلق !

۴- صفت تعجبی: قبل از اسم یا ضمیر و برای بیان تعجّب می آید:

چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی !

۵- حرف ربط بیان علت یا تعلیل: به معنی زیرا، زیرا که ، به علت این که و ... :

چه، هر یکی را از این غذای دیگر است .

۶- حرف ربط همپایگی: هرگاه دو بار درجمله به معنی << یا >> بیاید :

چه بخواهی چه نخواهی او می آید .

۷- پسوند تصغیر : اگر درآخر اسم قرار گیرد و نشانه کوچکیِ کلمه قبل از خود باشد :

زاغچه، باغچه و ...

#انواع_تا

۱- حرف ربط به معنی تا این که ، زیرا که، وقتی که ، که :

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم ؛

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

۲- حرف اضافه نشان دهنده ی پایان زمان یا مکان و مسافت :

چون که تا اقصای هندوستان رسید ؛

از این جا تا مدرسه راهی نیست.

۳- صوت یا شبه جمله به معنی <<هان>> ، << مبادا >> و معمولاً قبل از فعل منفی می آید: به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری !

۴- میان وند : بین دوکلمه می آید و کلمه ای با مفهوم جدید می سازد :

دور تا دور ، سر تا پا و...

نکته : اگر حرف <<از>> قبل از آن بیاید، <<تا>> به معنی حرف اضافه است : از سر تا پا ...

۵- ممیّز : به جای کلمات <<شاخص>> : می آید : دو تخته پتو > دو تا پتو ؛ دو فروند هواپیما > دوتا هواپیما و ...

#انواع_چو_چون:

۱- حرف ربط به معنی وقتی که ، زیرا، چون که و ... :

چو باز آمدم کشور آسوده دیدم ؛

چون نیک نظر کرد، پَرِ خویش بر او دید

۲- حرف اضافه به معنی مانندِ، مثلِ، بسانِ و ... :

چون شیر به خود سپر شکن باش ؛

چو فرهادم آتش به سر می دود

۳- قید پرسشی به معنی چگونه :

دوش چون بودی ؟

که شب چون بدی روز چون خاستی

ز پیکار دل بر چه آراستی ؟

#انواع_را:

۱- نقش نمای مفعول :

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است

این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است

۲-حرف اضافه در معانی:

1- به : پدر را گفتم از انسان، یکی سر بر نمی دارد

2- برای : این نصیحت ز جهان گذران ما را بس

3- از : حکیمی را پر سیدند ...

4- مخصوصِ : منت خدای را عزّ و جلّ ...

5- قسم به : دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را

۳- فک اضافه : نشانه ی جدایی بین مضاف و مضافٌ الیه است :

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم > سقف فلک را بشکافیم

#انواع_ان:

۱- پسوند جمع :

گاوان و خران بار بردار

بِه زآدمیان مردم آزار

۲- پسوند صفت حالیه :

نگران با من اِستاده سحر؛

شادان همی رفت

۳- پسوند زمان :

بامدادان که خاطر بازآمدن بر رای ماندن چیره شد ...

۴- پسوند مکان : دیلمان ؛ گیلان، ریگان و ...

۵- پسوند اسم مصدر: حنابندان ؛ یخ بندان و ...

۶- پسوند نسبت : جانان ؛ بابکان ؛ قبادان و ...

۷- پسوند شباهت : کوهان

۸- پسوند صفت فاعلی : گریان ، روان ؛ جویان و ...

[Forwarded from ادبياٺ دهم (A.a .khaniabad)]

#دانش های_زبانی

#انواع_الف:

الف دعا: کناد

الف ندا: خدایا

الف میانوند:کشاکش

الف مناظره: گفتا

الف اطلاق یا اشباع : <<ز بیژن مگر آگهى یابما>>

الف تفخیم و تعظیم : بزرگامردا

الف مبالغه : خوشا

الف اسم معنى ساز: ژرفا

الف جانشین تنوین: ابدا

الف صفت فاعلی: دانا و مانند آن

#انــــواع_ک:

ک تصغیر:پسرک ٬ دخترک

ک تحقیر:مردک ٬ زنک

<< پس زنیکه (زنک) دیوونه شده که این جوری داره خودشو لت و پار می کنه ؟>>

(ادبیات فارسی ۳ عمومی ٬ گاو )

ک تحبیب: طوطیک ٬ گُلک

<< بعد از آنش از قفس بیرون فکند طوطیک پرید تا شاخ بلند >>

( ادبیات فارسی ۳ اختصاصی ٬ طوطی و بازرگان )

ک تکریم: مامک ٬ بابک

<< پسر گفتش ای بابک نام جوی

یکی مشکلت می بپرسم بگوی >>

ک تشبیه:عروسک ٬ خرک ( اسبابی در ورزش ژیمناستیک ) ٬ لواشک

ک همراهی:پفک ٬ عینک ٬ نان سنگک٬ بادکنک

نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:31