ساخت کلمه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

1. اسم ساده: اسمی است که تنها از یک جزء (تکواژ) ساخته شده باشد و به دو جزء یا بیشتر تقسیم نشود. مانند: آب، قلم، کوه، دریا...

2. اسم غیر ساده: كلمه اي است كه بيش از يك جز (تكواژ) داردو به دو جزء یا بیشتر تقسیم شود. شادی، خوبی، رفتار، کتاب خانه، تخم مرغ، روزنامه فروشی.

انواع اسم غیر ساده:۱- مشتق 2- مرکب 3 - مشتق - مرکب

1-مشتق:واژه اي است كه از يك جزء معنی دار و يك يا چند ((وند)) اشتقاقي تشكيل مي شود مثل : دانش، گرما ،دردمند.

بعضی از ساخت های اسم مشتق:

1- صفت + ی : خوبی ، سفیدی

2- اسم + ی : بقالی ، ابری ، ساحلی

3-بن ماضی + ار: کردار ، نوشتار، دیدار

4- بن مضارع + ه : خنده ، لرزه ، تابه

5- اسم + ه : زبانه ، دهانه ، دندانه

6- صفت + ه: زرده ، سفیده، هفته ، سده

7- بن مضارع + ش: روش ، نگرش ، ورزش

8- اسم + ستان : گلستان ، ترکمنستان ،

9- اسم + گاه: خوابگاه ، شامگاه ، تعمیرگاه

10-اسم + زار : لاله زار ، ریگزار ، کشتزار

11-اسم + چه :باغچه ، دریاچه ، بازارچه

12- اسم + واره : گوشواره ، ماهواره ، جشنواره

13- اسم + بان : باغبان ، پاسبان، کشتیبان

14- اسم + ک: اتاقک ، عروسک ، شهرک

15 - بن ماضی + ن : کشتن ، مردن ، پریدن

16- صفت + ا : گرما ، درازا ، پهنا

2-مركب:واژه اي كه از دو تكواژ آزاد يا بيشتر تشكيل مي شودمثال:لاک پشت،دارو خانه،راهبر،رهبر،پیرو...

برخی از اسم های مرکب:

1- اسم + اسم: رخت خواب ، شتر مرغ

2- صفت + اسم : چهل چراغ ، سفید رود ، خوش رنگ

3-اسم + بن مضارع :گوش مال ، گل فروش ، نمک پاش

4- اسم+ بن ماضی : کار کرد ، رهاورد ، دست برد

3-مشتق-مرکّب:واژه هایی هستند که از دو یا چند جزء معنی دار همراه با یک یا چند وند ساخته شده اند.

مثال:رودررو،خانه به دوش،خوردو خوراک،لبالب،دانش آموز

وند ها از نظر تأثیر گذاری در کلمه دو نوع هستند:1-وندهای غیر مشتق ساز(تصریفی)2-وندهای مشتق ساز(اشتقاقی).

1- وندهای غیر مشتق ساز:این نوع وندها از

كلمه مشتق نمي سازند. عمده اين تكواژها عبارتند از : 1-علامتهای جمع فارسی و عربی((ها)) و ((ان)) ( سنگ ها مردان))/(ون،ین،ات)

2-((تر)) و ((ترين)) (بزرگ تر و بزرگ ترين) 3-(ي )نكره و وحدت (( بِ )) مثال:مردی را دیدم

4-ضمایر پیوسته(م،ت،ش،مان،تان،شان)

تكواژهاي اشتقاقيوقتي با تكواژهاي ديگر تركيب شوند در بارِ معنايي آن ها تاثير مي گذارند و

مقوله دسوری را تغییرمی دهند.

وندها از نظر موقعیّت در کلمه به سه دسته تقسیم می شوند:1-پیشوند2-میانوند3-پسوند

1- صفت + ی : خوبی ، سفیدی

2- اسم + ی : بقالی ، ابری ، ساحلی

3-بن ماضی + ار: کردار ، نوشتار، دیدار

4- بن مضارع + ه : خنده ، لرزه ، تابه

5- اسم + ه : زبانه ، دهانه ، دندانه

6- صفت + ه: زرده ، سفیده، هفته ، سده

7- بن مضارع + ش: روش ، نگرش ، ورزش

8- اسم + ستان : گلستان ، ترکمنستان ،

9- اسم + گاه: خوابگاه ، شامگاه ، تعمیرگاه

10-اسم + زار : لاله زار ، ریگزار ، کشتزار

11-اسم + چه :باغچه ، دریاچه ، بازارچه

12- اسم + واره : گوشواره ، ماهواره ، جشنواره

13- اسم + بان : باغبان ، پاسبان، کشتیبان

14- اسم + ک: اتاقک ، عروسک ، شهرک

15 - بن ماضی + ن : کشتن ، مردن ، پریدن

16- صفت + ا : گرما ، درازا ، پهنا

2-مركب:واژه اي كه از دو تكواژ آزاد يا بيشتر تشكيل مي شودمثال:لاک پشت،دارو خانه،راهبر،رهبر،پیرو...

برخی از اسم های مرکب:

1- اسم + اسم: رخت خواب ، شتر مرغ

2- صفت + اسم : چهل چراغ ، سفید رود ، خوش رنگ

3-اسم + بن مضارع :گوش مال ، گل فروش ، نمک پاش

4- اسم+ بن ماضی : کار کرد ، رهاورد ، دست برد

3-مشتق-مرکّب:واژه هایی هستند که از دو یا چند جزء معنی دار همراه با یک یا چند وند ساخته شده اند.

مثال:رودررو،خانه به دوش،خوردو خوراک،لبالب،دانش آموز

وند ها از نظر تأثیر گذاری در کلمه دو نوع هستند:1-وندهای غیر مشتق ساز(تصریفی)2-وندهای مشتق ساز(اشتقاقی).

1- وندهای غیر مشتق ساز:این نوع وندها از

كلمه مشتق نمي سازند. عمده اين تكواژها عبارتند از : 1-علامتهای جمع فارسی و عربی((ها)) و ((ان)) ( سنگ ها مردان))/(ون،ین،ات)

2-((تر)) و ((ترين)) (بزرگ تر و بزرگ ترين) 3-(ي )نكره و وحدت (( بِ )) مثال:مردیرا دیدم

4-ضمایر پیوسته(م،ت،ش،مان،تان،شان)

تكواژهاي اشتقاقيوقتي با تكواژهاي ديگر تركيب شوند در بارِ معنايي آن ها تاثير مي گذارند و

مقوله دسوری را تغییرمی دهند.

وندها از نظر موقعیّت در کلمه به سه دسته تقسیم می شوند:1-پیشوند2-میانوند3-پسوند

1-پیشوندهای معروف زبان فارسی:بِ،نَ،بی،با،نا،هم

2-میانوندهای معروف زبان فارسی:ا،تا،و،در،به

3-پسوندهای معروف زبان فارسی:

1- آسا: پسوند چگونگی و مانندگی می باشد. مانند: نهنگ آسا، شیرآسا، اهریمن آسا.

2- آگین(گین): پسوند دارندگی و اتصال می باشد. مانند: برف آگین، زهرآگین، خشمگین.

3- او: پسوند تصغیر و تحقیر است. مانند: یارو، شکمو، دخترو.

4- ا: این پسوند به بن مضارع می چسبد و صفت فاعلی مطلق می سازد. مانند: بینا، شنوا، روا

5 - ا: این پسوند از مشخصه ای صفت می سازد و صورتی دیگر از <<نا>> است. مانند: ژرفا، گرما، دازا، بلندا، پهنا.

6- اراین پسوند به بن ماضی می چسبد و صفت فاعلی می سازد. مانند: برخوردار، گرفتار، مردار، نوشتار.

7- ار: این پسوند به بن ماضی می چسبد و اسم مصدر می سازد. مانند: گفتار، رفتار، شنیدار.

8- اک: این پسوند به بن مضارع می چسبد و به معنی <<آنچه کنند>> می باشد. مانند: خوراک، پوشاک، کاواک.



9- اُم: کاربرد این پسوند در اعداد است. مانند: یکم، دوم، سوم.

10- ان: این پسوند به بن مضارع چسبیده و صفت فاعلی می سازد. مانند: روان، گریان، سوزان.

11- ان: این پسوند به بن مضارع چسبیده و از فعل قید می سازد. مانند: دوان دوان، جهان، کِشان.

12- انه: این پسوند از اسم قید می سازد. مانند: دانشمندانه، پیامبرانه.

13- . انه: این پسوند از اسم صفت می سازد. مانند: مردانه، زنانه.



14- ین: پسوند دارندگی و اتصال است. مانند: زرین، سیمین.

15- ینه: این پسوند اسم ساز است. مانند: خاگینه، زرینه، سیمینه، آردینه(حلوا)



16- بان: این پسوند صفت فاعلی که دلالت بر نگاهبانی و حفاظت می کند، می سازد. مانند: راهبان، پاسبان، دژبان.



17- چه(ژه): پسوند تصغیر است. مانند: موچه، موژه، نایژه

18- دان: پسوند مکان ساز است. مانند: نمکدان، شکردان.

19- دیس: پسوند مانندگی است. مانند: ناودیس، تاقدیس، تندیس، سردیس، خاجدیس، دلدیس، بادام دیس.

20- زار: این پسوند اسم مکان می سازد. مانند: لاله زار، سبزه زار.

21- سار: پسوند مکان ساز است. مانند: یخسار، کوهسار، دیوسار.

22- سان: پسوند مانندگی، چگونگی است. مانند: دیوسان، شیرسان.

23- ستان: پسوند مکان ساز است. مانند: باغستان، گلستان، بوستان.



24- ش: این پسوند به بن مضارع می چسبد و اسم مصدر می سازد. مانند: روش، آموزش.

25- فام: این پسوند به آلودگی و رزیدگی بر چیزی دلالت می کند. مانند: زرفام، زرینه فام.

26- ک: پسوند تصغیر یا تحقیر است. مانند: مردک، زنک، روباهک.

27- کار: این پسوند از اسم صفت فاعلی می سازد. مانند: چوبکار، آهنکار.

28- کده: این پسوند اسم مکان می سازد. مانند: دانشکده، پژوهشکده.

29- گار: این پسوند به بن مضارع می چسبد و صفت مبالغه می سازد. مانند: آموزگار، پروردگار، فریفتگار.

30- گان: این پسوند اسم مجموعه از چیزی می سازد. مانند: اندامگان(مجموعه اندام ها)، حسابگان، افزارگان.

31- گاه: این پسوند اسم مکان می سازد و غالبا به بن مضارع افزوده به <<ش>> مصدر ساز می پیوندد. مانند: دانشکده، پژوهشکده.

32- گر: این پسوند از اسم صفت فاعلی می سازد. مانند: پژوهشگر، رفتگر.

33- گری: این پسوند اسم مصدر از شغلی می سازد. مانند: رفتگری، ریخته گری.

34- گون: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد. مانند: مهگون، پری گون، لاله گون.



35- مان: این پسوند غالبا به بن مضارع یا بن ماضی چسبیده و اسم مصدر می سازد. مانند: پرسمان، گفتمان، گزیدمان(انتخابات)، گماشتمان(انتصابات(

36- مند(اومند(:سوند دارندگی است. مانند: دانشمند، بهرمند، فرهمند.

37- نا: این پسوند از مشخصه ای صفت می سازد و صورتی دیگر از <<نا>> است. مانند: فراخنا، تنگنا، دازنا.

38- ناک: این پسوند به آلودگی، دارندگی یا فراوانی بر چیزی دلالت می کند. مانند: فراخناک، چسبناک، نمناک.

39- ند: این پسوند به بن مضارع چسبیده و اسم مصدر می سازد. مانند: روند، پیچند، مانند.

40- نده: این پسوند به بن مضارع می چسبد و صفت فاعلی می سازد. مانند: بیننده، گواژنده(طعنه زننده).

41- وار: این پسوند از اسم قید می سازد. مانند: دیوانه وار، فرشته وار.

42- وار: این پسوند از اسم صفت فاعلی می سازد. مانند: بزرگوار، سترگوار، سوگوار.

43- واره: این پسوند اسم انجمن یا هماد از کاری می سازد. مانند: جشنواره، سوگواره، اشکواره. این پسوند برای ساختن "نام" هایی بکار میرود که همانندی با یک چیز/کار (نام" دیگر را برساند ولی در ترازی کوچکتر و پایین تر از ان است، بدان میماند و به چم آن وابسته است ولی براستی خود آن نیست مانند:ماه - ماهواره که بجای " قمر مصنوعی" که پیشتر میگفتند درست شد. سنگ - سنگواره که بجای فوسیل بیشتر بکار میرود جشن- جشنواره که به چم فستیوال بکار میرود گوش - گوشواره

44- واری: این پسوند اسم مصدر می سازد. مانند: سوگواری، اشکواری.

45- ور: این پسوند صفت فاعلی می سازد. مانند: دانشور، راهور، کنشور، پاسور(پلیس).

46- وش: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد. مانند: مهوش، پری وش، فرشته وش.

47- وند: این پسوند بر چگونگی و مانندگی و گاهی دارندگی دلالت دارد. مانند: شهروند، دیووند.

48- ه: این پسوند به بن مضارع می چسبد و اسم افزار می سازد. مانند: استره(از استردن)، ماله، رنده(از رندیدن)، تراشه.

49- ه: این پسوند به بن مضارع می چسبد و اسم مصدر می سازد. مانند: خنده، مویه، گریه، آموزه.

50- ی: این پسوند به اسم می چسبد و صفت ساز است. مانند: سنگی، هندی، سیگاری، شطرنجی

51- ی: این پسوند به اسم و صفت می چسبد و اسم ساز است. مانند: برادری، بزرگی، شیرینی، بیگانگی، عکاسی

نكته آخر اين كه اهل زبان پيشينه كلمه ها را در نظر نيم گيرند بلكه وضعيت امروزي آن ها را

مي بينند. مثلا كلمه هاي دشوار ( دشخوار ) سهراب ( سهرآب ) كوچه ( كوي چه ) مژه

( موي چه = موي ژه ) زمستان ( زم ستان ) سنگین،شرین،دستگاه و كلمه هايي مانند اين ها امروزه ساده به

حساب مي آيند.

نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 13:48